تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان


گرمی آتش خورشید فسرد

مهرگان زد به جهان رنگ دگر

پنجه خسته این چنگی پی

ره دیگر زد و آهنگ دگر

زندگی مرده به بیراه زمان

کرده افسانه هستی کوتاه

جز به افسوس نمی خندد مهر

جز به اندوه نمی تابد ماه

باز در دیده غمگین سحر

روح بیمار طبیعت پیداست

باز در سردی لبخند غروب

رازها خفته ز نکامی هاست

شاخه ها مضطرب از جنبش باد

در هم آویخته می پرهیزند

برگها سوخته از بوسه مرگ

تک تک از شاخه فرو میریزند

می کند باد خزانی خاموش

شعله سرکش تابستان را

دست مرگ است و ز پا ننشیند

تا به یغما نبرد بستان را

دلم از نام خزان می لرزد

زانکه من زاده تابستانم

شعر من آتش پنهان من است

روز و شب شعله کشد در جانم

می رسد سردی پاییز حیات

تاب این سیل بلاخیز نیست

غنچه ام نشکفته به کام

طاقت سیلی پاییزم نیست


نظرات (۴)

  • میــ๛ آنـہ
    يكشنبه ۱ مهر ۹۷ , ۱۸:۰۴

    گوش کن …

    صدای نفس های پاییز را میشنوی ؟

    و این زیباترین فصل خدا می آید

    غم و اندوهت را به برگ درختان آویزان کن

    چند روز دیگر میریزند
    • author avatar
      شیرین سخن
      ۱ مهر ۹۷، ۱۹:۲۹
      درود و سپاس از حضور گرم و کامنت زیباتون
  • جناب منزوی
    يكشنبه ۱ مهر ۹۷ , ۲۱:۰۸
    من خودم هم زاده تابستانم :)
    درود بر شما
    • author avatar
      شیرین سخن
      ۱ مهر ۹۷، ۲۱:۱۸
      چه خوب :)
      لطفتان را سپاس
  • عبداله رضوی
    دوشنبه ۲ مهر ۹۷ , ۰۰:۲۶
    پاییز دوباره آمد
    اما تو هنوز نیستی
    و من به انتظار مرگ
    میشمارم نفسهایم را...
    • author avatar
      شیرین سخن
      ۲ مهر ۹۷، ۱۵:۰۸

      تو با تابستان می روی

      دلتنگی با پاییز می آید

      و همیشه این منم

      که در رفت و آمد فصلها

      تنها می مانم

      درود و سپاس از همراهی زیباتون

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">